* مقاله منتخب همايش علوم سياسي و روابط بين المللي از ديدگاه اسلام در دانشگاه آزاد اسلامي

 1- مقدمه

 انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى (ره)، در زمانى به اوج خود و سپس به پيروزى رسيد كه افكار عمومى دنيا انتظار چنين تحولى را نداشت. ليكن لطف پروردگار، رهبري كم نظير امام خمينى و از خودگذشتگى ملتى بپاخاسته ، رويداد عظيمى را در تاريخ معاصر باعث شد كه ابعاد آن هنوز به درستى شناخته نشده است .جمهوری اسلامی ایران نخستین حکومتی است که در عصر جدید، داعیه پیروی و اعمال اصول اسلامی در سیاست را دارد. پایه های اعتقادی این حکومت، بر گرفته از تفسیری خاص از اسلام می باشد. در اسلام اهمیت اساسی در امنیت امت مسلمان می باشد و این امنیت می تواند حتی تا زمان رسیدن به جامعه مشترک جهانی نیز به عنوان هدف اساسی در سیاست خارجی دنبال گردد.

2-تعاريف مربوط به وحدت و امنيت

2-1- مفهوم وحدت: در قرآن كريم تشكيل امت واحده به منزلة زمينه و بستر واقعي «سير الي الله» معرفي شده است (ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون) تقابل دائمي جريان حق و باطل در طول تاريخ در تمامي اشكال، سطوح، عوامل و زمينه هاي مختلف آن در نهايت به تقابل همين دو جريان توحيد و شرك باز مي گردد.

 2-2-مفهوم امنيت: آنچه امروزه در مباحث سیاسی، خصوصا در مباحث سیاست خارجی، بیشتر مد نظر می باشد، مفهوم «امنیت ملی » است نه فقط"امنیت" تنها.امنیت ملی از مفاهیمی است که عمر چندانی در مباحث سیاسی ندارد. ریشه آن به انقلاب کبیر فرانسه بر می گردد; زمانی که برای اولین بار واژه هایی چون «ملی» و «ملیت »، خلق شده و دارای تعاریف و محدوده های ویژه ای گشتند.

 2-3- ابعاد امنیت ملی

الف- بعد داخلی،

  ب- بعد خارجی.

 به رغم اینکه نمی توان در اسلام تعریف خاصی از امنیت ملی را جست جو نمود; ولی با معیار قرار دادن «مساله امنیت »، می توان هم برای ابعاد داخلی آن و هم برای ابعاد خارجی آن، دیدگاه های مشخصی یافت.

امنیت را به اطمینان و آرامش در برابر خوف ، تعریف و ترجمه نموده اند که شامل دو بعد ایجابی و سلبی است . از یک سو اطمینان ، آرامش فکری و روحی و از سوی دیگر فقدان خوف ، دلهره و نگرانی که موجب سلب آرامش و اطمینان می گردد و از سوی دیگر فقدان خوف ، دلهره و نگرانی که موجب سلب آرامش و اطمینان می گردند .

- امنیت فردی: عبارت است از حالتی که فرد جسماً و روحاً در آن جدا از ترس و آسیب دیدن به جان ، مال و یا آبروی خود و از دست دادن آنها زندگی کند .

- امنیت اجتماعی شخص: به معنی امنیت جان ، مال ، آبرو و موقعیت اجتماعی شخص از جانب عوامل اجتماعی  می باشد. یعنی از جانب افراد دیگر ، سایر گروه ها، حکومت، قانون ، جان ، مال ، آبرو و موقعیت اجتماعی فرد مورد تهدید و خطر قرار نگیرد . بدین ترتیب امنیت اجتماعی حالت فراغت همگانی از تهدیدی است که کردار غیر قانونی دولت ، فرد یا گروهی در تمام یا بخشی از جامعه پدید می آورد.

- امنیت مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی: امنیت نخستین و مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی است . نقل است: اصولا تا جلوی مفسدان را با قاطعیت و بوسیله نیرومندترین سدها نگیرند جامعه روی سعادت را نخواهد دید. از این رو حضرت ابراهیم (ع) هنگام بنای کعبه نخستین چیزی که از خدا برای آن سرزمین تقاضا کرد نعمت امنیت بود. سخت ترین مجازاتها در فقه اسلام برای کسانی در نظر گرفته شده که امنیت جامعه را به خطر می افکنند(سوره ابراهيم/251).

3- وحدت از ديدگاه و كلام امام خميني(ره)

 از ويژگيهاى برجسته امام راحل ، جامعيت ايشان در وحدت بخشيدن ميان دو حوزه علم و عمل است ، چه آنهايى كه متفكر تربيتى هستند، همه مربى نيستند و آنهايى كه مربى اند، همه نظريه پرداز تربيتى نيستند، درحالى كه امام(ره) به اين دو جنبه مهم و اساسى اتحاد بخشيد. او جامع علم و عمل بود در مقام يك انديشمند، آنچه را معتقد بود، بيان ميفرمود و آنچه را بدان عقيده نداشت ، هرگز در مقام ذكر آن برنمى آمد و آنچه از زبان ايشان صادر مى شد، همگان ، تجلى آن را در عمل و رفتار ايشان شاهد بودند. امام خميني(ره) در تمام عمر پربركت خود، لحظه اى از آرمانهاى سياسى و انديشه هاى اجتماعى ، دست بر نداشت و گامى عقب نشينى نكرد، اگر چه آرمانهاى سياسى و انديشه هاى اجتماعى ايشان مبتنى بر انگيزه هاى الهى بود. قرار گرفتن و قلب مبارزات سياسى و بحرانهاى اجتماعى ، مانع از دلبستگى ايشان به سير و سلوك اخلاقى و رعايت مسايل تربيتى و خانوادگى نبود، او با تدبير و درايت خاصى به هر نيازى به مقتضاى زمان و مكان ، پاسخ مى داد.

امام اعتقاد راسخى به آيات نورانى قرآن كريم ، و از جمله اين آيه شريفه داشتند: (قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادا) "بگو! من شما را به يك چيز اندرز مى دهم و آن اينكه دو دو يك يك براى خدا به پاخيزيد" در حقيقت ، زندگى امام(ره) ترجمان اين آيه شريفه بود و در مسند معلمى آنچه را مى گفتند، خود مقدم بر ديگران بدان عمل مى فرمودند و در مسند رهبرى نيز همين گونه بودند.در برهه اى از زمان كه در باورها نمى گذشت ، امام ولايت فقيه را مطرح كردند و از تشكيل و استقرار حكومت اسلامى سخن گفتند و در عمل نيز آن را تحقق بخشيدند.

شايد موفقيتهاى عظيم امام(ره) در خودسازى و تهذيب نفوس (تحول اجتماعى) بى ارتباط با شرايط دوران كودكى ايشان نباشد. آن گونه كه مطلعين نوشته اند. در اوان تولد، پدر بزرگوارشان به شهادت مى رسند و در سنين نوجوانى ، مادر پارسا و ايشان در كوره حوادث زندگى آبديده مى شود و زمينه را براى ايفاى مسئوليت بس خطير و زعامتى بى نظير در آينده فراهم مى آورد.


3-1- وحدت جوامع اسلامي در كلام امام راحل

 دير زماني است كه در جوامع اسلامي، وحدت مسلمين و اتحاد ميان كشورهاي اسلامي بر سر زبانهاست و احزاب و اشخاص سياسي در بسياري از بلاد اسلامي با همين شعارها قدرت را به دست گرفته و حكومت مي رانند. صدها كتاب و مقاله در اين باب نوشته مي شود و خطبا و گويندگان و نويسندگان بر اهميت و ضرورت آن تأكيد مي ورزند، اما در عمل گامي مثبت و تعيين كننده برداشته نمي شود.

مگر مي توان تفكر توحيدي داشت، خداي يگانه را پرستيد، ارادة الهي را در همه اشياء و عالم هستي ساري و جاري دانست، اما در ميان عمل و ارتباط با خلق خدا نسبت به سرنوشت ديگران بي تفاوت ماند؟

لزوم حفظ وحدت، يك حركت سياسي مقطعي براي تحكيم قدرت نيست.تلاش براي حفظ وحدت و پرهيز از تفرقه يك واجب عيني است كه ريشه در اعتقاد به وحدانيت خالق هستي دارد. اصحاب تفرقه، اصحاب شيطان اند و مناديان و عاملان به وحدت در سلك رحمانيان اند. هرگاه جامعه اي به چنين اعتقادي رسيد وحدت حقيقي شكل مي گيرد و بي تفاوتي نسبت به سرنوشت آحاد امت و تفرقه و نفاق در مقابل حركت نيرومند امت واحده رنگ مي بازد و اين همان حقيقتي است كه انقلاب اسلامي عملاً آنرا ثابت كرد.

تاريخ فراموش نمي كند كه مردي خداخواه با دستهايي به ظاهر خالي از همه سلاحهاي مادي، نداي وحدت سر داد، انسانهاي مؤمن اجابت گفتند، دنياي پيشرفته با تمام وجود در مقابلش قد علم كرد، صاحبان بزرگترين زرادخانه هاي جهان در حمايت از دشمنانش رسماً و علناً متحد شدند اما «وحدت كلمة ملت» در مقابل اتحادية نيرومند مبتني بر منافع مادي اصحاب قدرت پيروز شد. روزگاري كه انقلاب اسلامي بر دشمن رو در روي خود غلبه كرد و اركان نظام سلطنت را در هم كوبيد، تعداد گروه هايي كه به مقابله با نظام نو پا برخاستند و از ناحية قدرتهاي بزرگ حمايت شدند آنچنان گسترده بود كه حتي ذكر نام آنها نيازمند تدوين يك كتاب است.
او در مكتب عرفاني خويش كه برگرفته از قرآن كريم و آموخته هاي عارف اكمل، حضرت ختمي مرتبت محمدبن عبدالله (ع) و ائمه طاهرين بود، وحدت حقيقي عالم خلق و امر را براي خويش حل كرده بود و در مشرب فلسفي خود نه تنها از وحدت وجود بلكه حتي در مجامع خصوصي كه اهلش حضور داشتند از وحدت حقيقي موجودات سخن مي فرمودند.

حضرت امام(ره) در كتاب شرح چهل حديث در بيان تاريخي و اخلاقي معنا و ماهيت وحدت كلمه مي فرمايد: يكي از مقاصد بزرگ شرايع و انبياء عظام –سلام الله عليهم– كه علاوه بر آن كه خود مقصود مستقل است، وسيلة پيشرفت مقاصد بزرگ و دخيل تام در تشكيل مدينة فاضله مي باشد، توحيد كلمه و توحيد عقيده است، و اجتماع در مهام امور و جلوگيري از تعديات ظالمانة ارباب تعدي است، كه مستلزم فساد بني الانسان و خراب مدينة فاضله است. و اين مقصد بزرگ كه مصلح اجتماعي و فردي حضرت امام وحدت را از سنخ رحمت و محصول مقدماتي دانسته كه بدون آنها وحدت حاصل نخواهد شد، فرموده اند:" بايد كوشش كنيم كه اين رحمت ادامه پيدا كند و كوشش اين است كه اولاً الهي شويم، در راه خدا خدمت كنيم، خودمان را فرمانبر از خدا بدانيم و خودمان را از او و به سوي او بدانيم و به دنبال همين معنا مسأله دوم كه وحدت و انسجام است حاصل مي شود. براي اينكه تفرقه از شيطان است و وحدت كلمه و اتحاد از رحمان است".

حضرت امام(ره)، در جوامع اسلامي وحدتي را پايدار و مقدس مي دانست كه بر محورهاي خدشه ناپذير استوار باشد و مي فرمود:
با وحدت اسلامي تحت تعاليم قرآن مجيد با هم مجتمع باشيم. مهم اين نيست كه همه با هم در يك امري مجتمع باشيد و متفرق نباشيد، امر خدا به اين است كه همه با هم اعتصام به حبل الله كنيد. انبياء نيامده اند كه مردم را در امور با هم مجتمع كنند انبياء    آمده اند كه همه را در راه حق مجتمع كنند.

امام راحل، وحدت را يك تكليف الهي و وظيفه اي شرعي براي آحاد ملت مي دانست و در اين ميان مسئوليت مضاعف براي علما و روشنفكران و حكام بلاد اسلامي قائل بود و فصلي خاص از پيامهاي عمومي ايشان همواره به همين مهم اختصاص داشت.

حضرت امام معتقد بودند كه براي تحقق وحدت و تحكيم آن مي بايست بهاي لازم پرداخت شود و خود پيشقدم اين راه بودند. حضرت امام(ره) در مواضع خويش در باب وحدت به همان اندازه كه به ضرورت و اهميت آن سفارش كرده است بر توجه به لوازم آن نيز تأكيد داشتند و معتقد بودند اتحاد بدون تحقق زمينه ها و راهبري جامعه بدان سمت شكل نمي گيرد و يا آنكه پايدار         نمي ماند.


4- بررسی دیدگاه امام خمینی(ره) در رابطه با امنيت

دیدگاههای امام(ره) در رابطه با مسائل سیاسی از جمله در مورد مساله امنیت، در چارچوب اسلام و تفسیر فقهی آن می گنجد. بر این اساس چندان نمی توان تفاوت مشخصی را میان دیدگاههای اسلامی و امام(ره) جست و جو کرد. فقط مسائل جدیدی وجود دارند که به مقتضای زمانه در اندیشه سیاسی امام(ره) مطرح می باشند; ضمن اینکه این مسائل نیز حاصل برداشت از منابع سنتی اسلام است. همان طوری که گفته شد بررسی دیدگاههای امام(ره) از آنجایی لازم است که اصول حکومت ج.ا.ا بر گرفته از تفسیری است که ایشان از اسلام می نمایند. علاوه بر این تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی و ج.ا.ا بدون در نظر گرفتن رهبری امام(ره) بی مفهوم خواهد بود.

 

4-1- معادله امنیت نظام یا امنیت امت

  امام(ره)، نه تنها امنیت مردم مسلمان، امنیت کشور و امنیت حکومت جمهوری اسلامی ایران از هم جدا نمي دانستند; بلکه مرتبط با امنیت و منافع دیگر مسلمانان جهان نیزمعرفي مي كردند. بنابر این دیدگاه، همانند تفسیر اسلام، مفهوم امت جایگزین مفهوم ملت     می گردد و امنیت ایران به امنیت کل جهان اسلام وابسته می شود. البته این دیدگاه، بیانگر آرمانهای امام(ره) است که باید کم کم به سوی آن حرکت نمود. بر طبق همین آرمانها بود که ایشان معتقد بودند، هر قدرتی که خاستگاهش «دولت - کشور» باشد; یعنی صرفا به عنصر ملیت توجه نماید، الزاما به تعقیب منافع ملی می پردازد و از نظر تاریخی، همین امر سبب شد تا بخش عمده ای از مسائل جهان اسلام در قالبهای ملی، نژادی و منطقه ای مطرح شود. ایشان بر این باور بودند که قدرت بر خاسته از این خاستگاه نمی تواند در مقابل قدرت ناشی از بلوک سیاسی و فرهنگی غرب دوام آورد. تمایز میان امت و ملت در دیدگاه امام(ره) از لحاظ آرمانی منجر به این نتیجه می شد که ایشان، امنیت مکتب را برتر از امنیت مملکت بدانند:«اگر آمریکا بریزد و ما را از بین ببرد، من به نظرم خیلی چیزی نیست، البته عظیم است; اما از او عظیم تر شکست در مکتب است.» این تفسیر آرمانی از امنیت، مانع از آن نمی شود که امام(ره) حفظ ج.ا.ا را از اهم واجبات بشناسند:«الآن جمهوری اسلامی یعنی اسلام و این، امانتی است بزرگ که باید از آن حفاظت کنید.» و یا در موردی دیگر می فرمايند:«اگر ایران شکست بخورد، مستضعفین شکست خورده اند.» ایشان  می گویند: "مساله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود; از اهم واجبات عقلی و شرعی است... حفظ جمهوری اسلامی، یک واجب عینی است... از نماز اهمیتش بیشتر است.


4-2- ابزارهای تامین امنیت از ديدگاه امام راحل

 حفظ نظام از دیدگاه امام(ره) منوط به رعایت بسیاری از مسائل از سوی حکومت اسلامی و مردم است. وحدت داخلی، حضور و پایداری ملت در صحنه، اتحاد در روش و حرکت در کلیت سیاست مورد قبول اسلام، احساس مسؤولیت روحانیون، متعادل و بهنگام بودن، تلاش مسلمانان و مستضعفان جهان برای حفظ ج.ا.ا، آمادگی برای دفاع همه جانبه، حفظ نظم و رعایت سلسله مراتب در نیروهای نظامی و انتظامی، وحدت ارتش و سپاه، عدم سوء استفاده از آزادی و جلوگیری از هرج و مرج، جلوگیری از اشاعه تفرقه میان اهل سنت و شیعه، از جمله سفارشاتی بود که امام(ره) برای حفظ امنیت نظام، مورد تاکید خود قرار می دادند.

 امام(ره) به نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پس از بر پایی ج.ا.ا تاسیس شد، برای تامین امنیت کشور بسیار تاکید می کرد. ایشان در جمع اعضای سپاه شرق تهران می فرمودند:«...شما در این انقلاب اسلامی و در این نهضت اسلامی، سهم بسزایی دارید. شما حفظ امنیت منطقه را کردید...».

و در سخنرانی دیگری فرموده اند: "حفظ استقلال و امنیت و بقای جنبه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی هر کشور، مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به قوای انتظامی ارتش، ژاندارمری و شهربانی آن است و در کشور ما که در حال انقلاب به سر می برد، در کنار قوای انتظامی، پاسداران انقلاب نیز موجود و به حفاظت انقلابی اشتغال دارند و باید ملت محترم با تمام قوا کوشش در حفظ این قوای انتظامی و فعال نمایند...» علاوه بر موارد داخلی فوق، سیر نظام به طرف استقلال و خودکفایی نیز از جمله اهداف امام(ره) برای حفاظت از نظام ج.ا.ا می باشد. تجربه طولانی امام(ره) در تاریخ سیاسی کشور و ملاحظه نقض حاکمیت ایران توسط قدرتهای بزرگ از طرق مختلف، باعث شده بود تا همواره امام (ره) از نفوذ و سلطه بیگانگان به نظام و بلاد اسلامی واهمه داشته باشند. به همین دلیل در، استقلال واقعی نظام از بیگانگان، سهم والایی در تفکرات حکومتی ایشان داشت.

مفهوم استقلال در نزد ایشان، در مقابل مفهوم وابستگی قرار داشت و روی پای خود ایستادن از جمله تاکیدات امام(ره) برای حکومت اسلامی بود. ایشان مي فرمودند: اگر ما مسامحه بکنیم و وابسته به خارج باشیم، این وابستگی اقتصادی به خارج قهرا وابستگی سیاسی می آورد; قهراً وابستگی اجتماعی می آورد و ما همان اسیرها خواهیم بود که بودیم و بر ما همانان حکومت خواهند کرد که کردند.

و در جای دیگر می فرمايند: "اگر شما بخواهید استقلال پیدا بکنید و آزادی حقیقی پیدا بکنید، باید کاری بکنید که در همه چیز خودکفا باشید، مستغنی باشید. کشاورز باید کاری بکند که دیگر ما احتیاج گندمی به خارج نداشته باشیم. دانشگاهی باید کاری بکند که ... رمز استقلال و رفع وابستگی کشور به خارج از دیدگاه امام(ره) در گرو اسلام است: «اسلام است که ما را مستقل می کند... اسلام برای ملت ما تمام آزادیها و استقلال را فراهم می کند. از دیدگاه امام(ره)، اسلام مهمترین عامل قدرت برای مسلمین است. به این ترتیب، می توان گفت که در نزد امام(ره) رابطه میان مساله قدرت و امنیت نیز یک رابطه مستقیم است.

 اما همانند برداشت اسلامی در نزد امام(ره) این قدرت بیشتر دارای جنبه های معنوی است. امام(ره) به رغم اینکه روی مسائل نظامی - دفاعی نظام، به عنوان عوامل تأمین کننده نظم و امنیت تاکید دارند; ولی در کل همانند دیدگاه اسلامی، قدرت حقیقی در نزد ایشان از آن خدا و اسلام است. به همین خاطر است که رجوع به این منابع قدرت از تاکیدات مکرر ایشان است: «رهایی مسلمین در گرو بازگشت به قرآن است.»، «شما ملت شجاع ثابت کرده اید که این تانکها و مسلسلها و سر نیزه ها زنگ زده است و با اراده آهنین ملت نمی تواند مقابله کند.»

 5- بسط امنیت نظام به امنیت جهان اسلام

نگاه وسیع امام(ره) در همه زمینه ها از جمله در زمینه دفاع از محرومان، مستضعفان، فقر ستیزی و بر قراری عدالت اجتماعی، به طور طبیعی ایجاب می کند که ایشان این مساله را بسیار فراتر از داخل مرزهای ایران و حتی فراتر از جهان اسلام مطرح کنند. ایشان معتقدند راهی که انتخاب کرده اند «آن روز به کمال می رسد که مستضعفین جهان از زیر بار مستکبرین خارج بشوند.»

امام(ره) در رابطه با صدور انقلاب می فرمايند: "ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین المللی اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهان خواران بوده و هستیم، حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. ...ما درصدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیسم، سرمایه داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله(ص) را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملتهای آینده شاهد آن خواهند بود".

  6- نتيجه گيري

همدلى با مستضعفان و همدردى با محرومان كه تبلور كامل آن را در سخن و سيره امام مى بينيم، همه برخاسته از زندگى پرفراز و نشيب و مشحون از سختيهايى است كه آن بزرگوار به جان خريده و در راه آرمان متعالى خود، بر آن ها ايستادگى كرده است.
تاريخ فراموش نمي كند كه مردي خداخواه با دستهايي به ظاهر خالي از همه سلاحهاي مادي، نداي وحدت سر داد، انسانهاي مؤمن اجابت گفتند، دنياي پيشرفته با تمام وجود در مقابلش قد علم كرد، صاحبان بزرگترين زرادخانه هاي جهان در حمايت از دشمنانش رسماً و علناً متحد شدند اما «وحدت كلمة ملت» در مقابل اتحادية نيرومند مبتني بر منافع مادي اصحاب قدرت پيروز شد.

شناخت مواضع و ديدگاههاي مردي كه خود منادي وحدت امت اسلام در عصر خويش بود و بر همين مبنا نيز موفق به پايه گذاري نظام الهي در بخشي از قلمرو سرزمينهاي اسلامي شد، راهگشاي مطمئني براي رهروان اين مسير خواهد بود.

فطرت الهي بشر بر گرايش به توحيد استوار است و عقل و خرد آدمي نيز در تمامي ادوار زندگي بشر آنجا كه به غرضها و تمايلات نفساني و شيطاني آلوده نگشته است بر همين گرايش حكم كرده و منازعات و پراكندگيها و تفرقه ها را خلاف مصلحت جوامع انساني و گاهي در مسير انحطاط دانسته است. انبياي الهي از آدم تا خاتم –صلوات الله عليهم– نيز اساس دعوت ديني خويش را بر توحيد، نفي مظاهر شرك و نفاق در همة ابعاد آن قرار داده اند. اعتقاد به توحيد، نهايي ترين مرز اسلام و كفر است.

در اسلام اهمیت اساسی در امنیت امت مسلمان می باشد و این امنیت می تواند حتی تا زمان رسیدن به جامعه مشترک جهانی نیز به عنوان هدف اساسی در سیاست خارجی دنبال گردد. در برداشت امام(ره) نیز دیده شد که حداقل در میان کشورهای مسلمان مرزبندی های ملی چندان اعتباری ندارند و آنچه که اصل است همان، مفهوم امت اسلامی می باشد. در دیدگاه امام(ره) مسایلی چون وحدت جهان اسلام، ترغیب سران دولتهای بزرگ به توجه به اسلام(دعوت امام از گورباچف به شناخت بیشتر از اسلام) می تواند مبنای این همکاری قرار گیرد. با وجود این با توجه به اینکه امام راحل در راستای استقرار نظام ج.ا.ا کاملا خودشان را رویاروی امپریالیسم می دیدند، کمتر در زمینه همکاری همه جانبه با دول دیگر اندیشه می کرد و بیشتر به چگونگی وحدت و ارتباط با امت اسلامی و ملل مستضعف جهان فکر می نمود.

(تهيه و تنظيم: حسن بالاگر*رئيس روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهر و     مصطفي قربان موحد، كارشناس ارشد و عضو باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهر)

  -  منابع

* مقاله منتخب همايش علوم سياسي و روابط بين المللي از ديدگاه اسلام در دانشگاه آزاد اسلامي

- امام خمینی، صحیفه نور، جلدهاي 2، 3، 6، 8، 10، 15 و19.

- امنيت در نظام سياسي اسلامي، ص 19

- فیروز دولت آبادی، شکست یا پیروزی، بحثی پیرامون رابطه جمهوری اسلامی ایران با جهان اسلام، مجله یاست خارجی، سال دهم، شماره،1375، صص 247 -263

 چاپ در روزنامه مهد آزادي: از سه شنبه تا پنجشنبه مورخه ۳۰/۰۱/۱۳۹۰-۳۱/۰۱/۱۳۹۰ و ۰۱/۰۲/۱۳۹۰ سال شصت و يكم- شماره هاي ۵۹۴۲- ۵۹۴۳ و ۵۹۴۴

نوشته شده توسط مصطفی قربان موحد  | لینک ثابت |